معضلی به نام بوروکراسی بیمار در ایران

 
  

ما ایرانی ها عادت داریم همیشه حرفهایی بزنیم که هیچگاه به آنها معتقد نیستیم! بارها دیده ایم که اطرافیان از عاطفه ی ایرانی و معرفت داد سخن می دهند ولی حرمت هیچ چیز جز منافع خود را روا نمی دارند. اما غرض این است که ده ها سال است که نهادی به نام اداره در ایران پدید آمده است. فلسفه ی وجودی اداره این است که امور عمومی و مشترک جامعه را بر عهده گیرد تا روابط بین شهروندان نظم و نسق یابد. روز گذشته به کنسولگری ایران در پاریس تلفن زدم و پس از چندین بار که یا کارمند مربوطه به تلفن پاسخ نمی داد یا آن را قطع می کرد سرانجام موفق شدم که با او صحبت کنم و بر طبق آنچه او گفت قرار گذاشتم تا فردا به کنسولگری بروم. پس از تهیه بلیت قطار و تنظیم برنامه هایم برحسب تصادف با کارمند دیگری در کنسولگری صحبت کردم و با کمال تعجب دریافتم که فردا کنسولگری تعطیل است! یعنی کارمند مربوطه حتا زحمت این را به خود نداده بود که برای ملاقات با من به تقویم نگاهی بیندازد. باری از این نوع برخوردها تا به حال زیاد دیده ایم و تازه این کنسولگری است که به قاعده! کارمندانش باید رفتار صحیح تری نسبت به سایر کارمندان دولت داشته باشند! غرضم این است که پیشنهادی بدهم این ادارات از فرط بیماری نه تنها وظایف ذاتی خویش را انجام نمی دهند بلکه تبدیل به مانعی عظیم در امور مردم شده اند. پس به نظر می رسد که حذف آنها بیشتر به نفع جامعه باشد. من فکر می کنم مردم بدون مداخله ی ادارات بهتر می توانند امور خویش را رتق و فتق کنند و با یکدیگر کنار بیایند! وجود مترسکی به نام اداره در حالی هیچ رنگی از وظیفه و مسئولیت ندارد، جز بار سنگین و هزینه برای جامعه چه به همراه دارد؟

 

/ 1 نظر / 24 بازدید
حمید

ضمن عرض سلام پیرو نوشته شما باید دست خط مفتضحانه این عزیزان را هم افزود گاهی من حدس میزنم که اینها به عمد بد مینویسند تا دوباره مرا به خود محتاج کنند.