مدیریت وظایف پلیس

 

این روزها اخبار زیادی در مورد برخوردهای نابهنجار و خلاف اصول و گاه غیرقانونی ماموران پلیس می شنویم. نه اینکه این برخوردها پیش از این وجود نداشته است بلکه از طرفی افزایش یافته است و از طرف دیگر خود پلیس وظایف خویش را به حوزه خصوصی زندگی شهروندان و گاه امور مدنی توسعه داده است. در کشورهای پیشرفته همواره تلاش می شود که حدود وظایف پلیس و اجرای آنها به اموری کاملاً محدود که تنها جنبه ی حفظ آرامش و امنیت عمومی است محدود شود. دلیل آن هم واضح است دولتها می خواهند حوزه ی مداخله ی خویش را که بالطبع هزینه بر است محدود نمایند و بیشتر امور شهروندان را به خود آنها واگذار نمایند. افزون بر آن، با گسترش مسئولیت مدنی و امور مربوط بدان از حدود مسئولیت کیفری بکاهند تا امور کمتر به قهر و غلبه ختم شود. در این میان شاید خطر تروریسم که پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به مثابه تهدیدی جدی قلمداد شد مستثنا باشد. به عبارت دیگر تروریسم هم چون مرز مشخصی ندارد به مداخله هایی در حوزه ی خصوصی شهروندان می انجامد. بنابرانی حضور پلیس در سطح جامعه جز در موارد ضروری بسیار نامحسوس است ولی امنیت حاصل از آن بسیار ملموس!

در کشور ما وضعیت بر عکس است. ظاهراً پلیس روال کار خویش را بر این گذارده است که همیشه در همه چیز مداخله کند. این مداخله امنیت اجتماعی و اخلاقی تا پوشش، موی سر بانوان، محافل خصوصی تا گوشه های دیگر حوزه ی خصوصی شهروندان در بر می گیرد. گشت های گوناگون امنیت اجتماعی، اخلاقی و اینترنتی (معنای این آخری را هنوز نفهمیدم) به راه افتاده اند و در سر هر کوی و برزن ماموران سبزپوش حضور دارند. اما نتیجه و بازده همه ی این فعالیتها منفی است: هنوز در پایتخت مردم از رها کردن کودکان خویش می هراسند؛ بانوان با تاریکی شب تنها از منازل خارج نمی شوند و ناامنی در تهران بیداد می کند. اینها نمونه هایی از مشکلات امنیتی است که مردم پایتخت با آن دست به گریبانند. در شهرستانها و به ویژه استانهای مرزی که دیگر شگفت آور است : امنیت در سیستان و بلوچستان به کمک سپاه و ارتش برقرار است آن هم هر از چندی چند نفر را دست جمعی در کمینها به قتل می رسانند و هنوز قاچاق مواد مخدر معضلی بر جامعه است. سالیان درازی است که شعار داده ایم اعتیاد جرم است ولی در عمل هر سال آمار معتادان به صورت تصاعدی افزایش می یابد. بر آن نیستم که تمام این مشکلات را بر گردن نیروی انتظامی بگذارم ولی واقعیت آن است که وقتی پلیس به وظایفی مشغول شود که در زمره ی وظایف ذاتی آن نیست و در صلاحیت اصتناف یا داخل در امور مدنی و خصوصی است از ایفای وظایف ذاتی خویش درمی ماند. از یاد نبریم که نتیجه ی کار نیروی انتظامی در سطح جامعه ملموس است و با شعار نمی توان آن را زدود.

/ 0 نظر / 10 بازدید