کارگردان متکلم!

 
 

این روزها در بسیاری از سایت ها و وبلاگ ها بحث بر سر اظهار نظر مجید مجیدی کارگردان نامدار سینمای کشورمان در مورد مصاحبه ی اخیر دکتر سروش در گرفته است. من فیلمهای مجیدی را خوب می دانم و برخی از آنها را دیده ام ولی هیچگاه فکر نمی کردم که او در کلام اسلامی نیز صاحب نظر باشد! دو انتقاد عمده را در این مورد بر او وارد می دانم : نخست اینکه او حق ندارد در مورد موضوعی اظهار نظر کند که صلاحیت ورود به آن را ندارد. نمی دانم چرا در این ملک، همه عادت دارند در مورد همه چیز اظهار نظر کنند. دوم اینکه آیا مجیدی می داند که آثار سخنان او چیست؟ خوانندگان این وبلاگ می دانند که هیچگاه با برخی از نظرهای دکتر سروش موافق نیستم و در فرصت مناسب در حد وسع خودم به نقد آنها پرداخته ام. ولی تکفیر کجا بحث علمی کجا؟ نمی دانم مجیدی با چه انگیزه ای به طرح موضوع در آن تریبون خاص و با آن لحن نامناسب پرداخته است ولی این مشخص است که اینگونه اظهار نظرهای بودار به عکس آنچه وی مدعی آن است با استقلال هنرمند سخت در تعارض است. از آن بدتر سخنی است که در مورد بیرون کشیدن فیلمش از جشنواره ای در دانمارک گفته است که دلیل آن نیز کاریکاتورهای توهین آمیز به مقام پیامبر اسلام بود. چاپ کاریکاتورها به بهانه ی آزادی بیان همانگونه مسخره است که کار مجیدی! جشنواره ی فیلم چه ربطی به روزنامه های ناشر کاریکاتورها دارد کمااینکه این موضوع به دولت دانمارک هم ارتباطی نداشت. آقای مجیدی! این کار شما جز چاپلوسی و تظاهر چه معنایی دیگری می تواند داشته باشد؟ آن هم کارگردانی که در فیلمهایش بر فطرت پاک انسانی تاکید دارد! همانگونه که دکتر سروش نمی تواند در مورد سینما اینگونه به نقد مجیدی بنشیند او نیز نمی تواند در حوزه ای وارد شود که بی گمان از بدیهی ترین اطلاعات مربوط بدان نیز بی بهره است.

 

/ 0 نظر / 13 بازدید