باز هم روشنفکری دینی!

 

در هفته های گذشته همایشی در حسینیه ارشاد برگزار شد که محور آن دین و مدرنیته یا به عبارت دیگر نقد روشنفکری دینی بود. به نظرم باید همایشهایی از این دست را به فال نیک گرفت زیرا موجب آن می شود که جریانی فکری از نقدهای وارد بر خود آگاه شود و برای آنها چاره بیابد. در میان مقاله های موجود در سایت مربوط به همایش مقاله های آقای ملکیان و دوست گرامی آقای حنایی کاشانی را بسیار جالب یافتم و مطالعه ی آنها را به دوستان توصیه می کنم. فکر می کنم بیشترین ضعفی که روشنفکری دینی از آن رنج می برد، فقدان هویت مشخص است. آقای حنایی کاشانی میراث به جای مانده از صوفیان، متکلمان و فقیهان را برای روشنفکری دینی به خوبی واکاویده است. هر چند که این جریان فکری باید مشخص کند که سهمش از هر یک از گروه های پیش گفته چقدر است و آیا خود طرحی نوین در نظر دارد. تاکنون سردمداران روشنفکری دینی به تناوب بین کلام و عرفان از سویی و تلقی نوین از آموزه های فقهی در نوسان بوده اند. در عین حال تعامل میان مفاهیم دینی و مدرن در محصولات این جریان فکری هنوز پس از چند سال مبهم است و باید راهکارها و آموزه های مشخصی برای این تعامل ارائه شود.

/ 0 نظر / 10 بازدید