نقد به دور از انگ زدن

 
  

باز هم مدت زیادی غایب بودم که البته در این غیبت طولانی قصوری متوجه من نبود بلکه فشار کار درسی در این مدت فکر را از پرداختن به کارهای دیگر از جمله وبلاگ باز می داشت. مدتها بود که به طور جدی به گردش در فضای مجازی نپرداخته بودم. چشمم به یادداشتی از آقای بهاء الدین خرمشاهی روشن شد که بدون اشاره ی مستقیم به نام دکتر سروش مصاحبه اخیر وی را به باد انتقاد گرفته بود. صرفنظر از اینکه قسمتهای گوناگون این یادداشت یا مصاحبه بسیار متشتت و گاه بی ربط می نمود، لحن آن اصلاً به خرمشاهی که می شناختم شباهتی نداشت. آن قرآن پژوه و حافظ پژوهی که دوستدار آرامش بود بسیار عصبی می نماید و گویی از عواقب صفاتی که حواله می دهد بی اطلاع است. من در موارد بسیاری با استدلال های دکتر سروش همراه نیستم و گاه خود بسیار او را نقد نموده ام اما این را باید گواهی داد که برچسب قرآن ستیزی به او بسیار دور از انصاف است. شگفت انگیز است که خرمشاهی چنین بی محابا او را در جایگاهی می نشاند که خود از صحت و سقمش بی اطلاع است. ممکن است من یا هر کس دیگر سروش را نقد کنیم و با استدلال های او موافق نباشیم و دلایلی در رد آنها اقمه کنیم ولی این بحث ها باید در فضایی علمی و به دور از تعصب صورت گیرد. این را هم می دانیم که دانش سروش به یقین کمتر از خرمشاهی نیست و قطعاً دلایل علمی بر مدعاهای خویش دارد که با فضای هوچی گری امکان مفاهمه و تعامل با یکدیگر از بین می رود. به علاوه خرمشاهی کسانی را در کنار هم چیده است که گاه کمتر سنخیتی با هم دارند. گویی می خواهد کسانی را با آنها همراه نیست، از سید احمد خان گرفته تا نصرحامد ابوزید و غیره به کیفر قرآن ستیزی تادیب نماید. به هر تقدیر این بهاء الدین خرمشاهی آن خرمشاهی ،که سالهاست با او مانوسیم و وجیزه ی زیبای او در رثای مرحوم دکتر کریمان روزها مرا به خود مشغول داشت، نبود.

/ 0 نظر / 17 بازدید