امنیت اجتماعی!

 
  

در خبرها آمده بود که اتوبوس حامل بازدیدکنندگان مناطق عملیاتی جنوب کشور (نمی دانم چرا به این بازدید کنندگان زائر می گویند) در جاده سوسنگرد-اهواز مورد حمله ی مسلحانه قرار گرفته اند و هشت نفر از آنها مجروح شده اند. این خبر نشان می دهد که استان خوزستان نیز به جرگه ی استان های ناامن کشور پیوست و از این روی باید به وزارت کشور و نیروی انتظامی تبریک گفت!

نتیجه ی دیگر این خبر این است که با جنجال و تبلیغات توخالی نمی توان جامعه را فریب داد و از امن ترین سال در ده سال اخیر سخن گفت! امنیت را مردم باید در زندگی روزانه حس کنند. نمی شود دائماً شعار داد و از طرف دیگر مردم افزایش سرقت های مسلحانه را به چشم ببینند. به نظر من نیروی انتظامی به رغم کمبود امکانات توان این را دارد که در جامعه امنیت را برقرار کند ولی بیشتر توان پلیس و همینطور دستگاه قضایی صرف اموری می شود که اصلاً در حوزه ی کار آنها نیست یا این مقدار نیرو نمی خواهد. تصور کنید چه مقدار نیرو صرف مبارزه با آنچه که مفاسد اجتماعی نامیده می شود در نیروی انتظامی و قوه قضاییه هزینه می شود در حالی که بازدهی بسیار پایین است.

آری! قداره کشیدن برای زنان در خیابان های بالای شهر تهران و چهار نفر جوان ۱۶ یا ۱۷ ساله یا آفتابه انداختن بر گردن مردم هنر نیست بلکه مرعوب کردن قاچاقچیان و ایجاد امنیت هنر است. اگر روزی خانمی بتواند با اتومبیل به تنهایی از زاهدان به تهران مسافرت کند و در یک شبانه روز بدون کوچکترین تعرضی در جاده ها سیر کند آن زمان می تواند نیروی انتظامی شعار دهد. در روزگاری یک خانم جرات ندارد از منزل خود تا سر کوچه با خیال آسوده مسیر خود را طی کند، امنیت پیشکس آقایان باشد!

اصولاً گویی مسئولین انتظامی و قضایی فکر می کنند با بگیر و ببند می توانند امنیت برقرار کنند که حداقل در این یکسال اخیر همانگونه که همه ی ما می دانستیم بطلان این نظر به خودشان ثابت شد. البته در صورتی که خود بخواهند بدانند والا در صورتی که خود را به خواب بزنند دیگر نمی توان کاری کرد! به علاوه پلیس و دستگاه قضایی ابتدا باید مشکلات درونی خود را درمان کند و سپس به امنیت بپردازد. تبعیض بین پرسنل و مسئولیت افراد ناآشنا به کارکرد انتظامی و قضایی به این مشکلات درونی دامن می زند.

/ 1 نظر / 41 بازدید

مرسی