سالگرد جنگ تحمیلی

 

امروز سالگرد جنگی است که در سال ۱۳۵۹ عراق به ما تحمیل نمود. هر سال در سالگرد جنگ بسیار غمگین می شوم چرا که به یاد مرارتهایی می افتم که نسل ما نوجوانان دوره ی جنگ تحمل نمود. نسل ما بخت این را داشت که از نزدیک شجاعتهای رزمندگان کشورمان را لمس کند و در عین حال از سختی های آن دوره و فشارهای روحی ناشی از آن نیز بی بهره نماند. در واقع این عراق نبود که با ما جنگید بسیاری از کشورهای عربی و اروپایی پشت سر آن بودند. چند سال پیش بر روی قطعنامه های شورای امنیت در آن دوره کار می کردم. از روی مفاد این قطعنامه ها می توان به مظلومیت ایران در آن دوره پی برد. نخست اینکه شورا هیچگاه جنگ ایران و عراق را جنگ تلقی نکرد. دوم اینکه از روی مفاد قطعنامه ها می شد به کسب پیروزی های ایران پی برد چرا که بلافاصله شورا دست به کار و پایان مخاصمه ی مسلحانه را خواستار می شد. در واقع، شورای امنیت که باید حافظ امنیت جهان باشد آموزه ی آمریکایی مهار دو جانبه ی ایران و عراق را به عنوان دو قدرت منطقه ای دنبال می کرد! هر زمان که نیروهای ایرانی پیشروی داشتند اعراب به عراق کمک مالی می کردند، روسیه تانکهای تی-۷۲ به این کشور می فروخت و فرانسه هم جنگنده های فوق مدرن آن زمان سوپر اتاندارد را به عراق اجاره می داد تا هم از منافع آن بهره مند شود و هم فن اوری پیشرفته در دست دوست آن روز نباشد. از این سوی هم لیبی به ایران موشکهای اسکاد می داد ولی شلیک آن مستلزم اجازه ی قذافی بود. خلاصه همه از این خوان گسترده بهره ی خود را می بردند پس چرا باید به فکر بمباران شیمیایی در حلبچه و جبهه های جنگ باشند؟ اما در برهه ای هم خسارات به آنها سرایت کرد : جنگ نفتکشها که البته برای آمریکا نعمتی بود و لشکرکشی آن کشور را به هزاران کیلومتر دورتر ازخاکش مشروعیت بخشید. پس از نخستین لگدپرانی صدام در حمله به کویت بود که تازه جهان به یاد حلبچه افتاد!

نسل امروز باید بداند که بر مام وطن در این دوره چه رفت. باید بداند که جوانان خرمشهری با چنگ و دندان روزها در مقابل تانکها ایستادند و خانه به خانه جنگیدند. باید بداند که افسران و درجه داران سلحشور ما در بیابانهای جنوب چگونه خواب صدام را برای تجزیه ی خوزستان در چند روز نقش بر آب کردند. باید بداند که خلبان های نیروی هوایی در عملیات متقابل در اول مهر ۱۳۵۹ چه کردند و در عملیات دیگر در پایگاه های الولید عراق خواب را از چشم دشمن ربودند. در عین حال نباید فراموش کند که چه کشورهایی ما را تنها گذاشتند، اعراب پول به جیب بعثیان ریختند، غرب و در راس آنها آمریکا دشمن ما را تجهیز کرد تا جوانان نازنین ما را مثله کند. نمی گویم امروز باید انتقام بگیریم باید بر اساس منطق و عقل عمل کرد ولی نباید هم فراموش شود یا به عکس عزیمت به این کشورها کعبه ی امال جوانانمان شود.

اما متاسفانه اکنون گویی جنگ به سود تنها یک دسته و گروه خاص مصادره شده است. هیچ کس نمی تواند از جنگ سخن بگوید مگر آنکه تعلقی خاص داشته باشد. همین امر عمومی جوانان ما را با جنگ بیگانه کرده است. اما من یک چیز را می دانم : اگر چیزی متعلق به ما بود و آن را فراموش کردیم خود آن را واگذار کرده ایم. پس باید با صدای بلند گفت جنگ و ارزشهای آن ایضاً خسارتها و مصائب آن متعلق له همه ی ماست، همه ایرانیان. اگر ایرانیان میراث ارزشمند خود را از آن خویش بدانند کعبه ی آمال را که در نزدشان است در دامن دیگری نمی جویند.

/ 0 نظر / 8 بازدید