جنگ شش روزه اعراب و اسراییل

 

در هفته ی گذشته می خواستم به مناسبت چهلمین سالگرد جنگ شش روزه ی اعراب و اسراییل یادداشتی بنویسم اما متاسفانه به دلیل ذیق وقت توفیق آن را نیافتم. در همان زمان، یادداشتی از آقای دکتر احمد زیدآبادی در سایت بی بی سی منتشر شد که در واقع همان مطالبی را که می خواستم بگویم، با زبانی فنی تر گفته است. جنگ ژوئن ۱۹۶۷ یا به نام مشهور آن، جنگ روزه، یکی از شگفت انگیزترین عملیاتهای نظامی جهان است که در خلال آن ارتش اسراییل در شش روز ارتشهای عرب را شکست داد و تنها در عرض چند دقیقه تمام نیروی هوایی مصر - نزدیک به ۲۴۰ هواپیما - را در عملیاتی برق آسا و غافلگیر کننده در روی زمین نابود کرد. کاریکاتوری از این نوع عملیات را نیروی هوایی عراق قصد داشت در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ انجام دهد که البته موفق نشد. اشغال اراضی فلسطینی از جمله قسمت شرقی بیت المقدس، صحرای سینا،بلندی های جولان و نابودی  کامل سه روستای فلسطینی از نتایج این عملیات است. در واقع در پایان جنگ هیچ نیرویی مانع پیشروی ارتش اسراییل به سوی امان و به ویژه دمشق نبود و تنها تهدید جدی شوروی سابق به مداخله نظامی که با آماده باش نیروهای هوایی و دریایی آن ابرقدرت در منطقه همراه بود، اسراییل را از پیشروی بیشتر بازداشت.

پس از چهل سال هنوز این پرسش مطرح است که چرا ارتشهای عربی به این سهولت از هم پاشیدند؟ آیا اتحاد لازم بین اعراب وجود داشت؟ فارغ از پرسشهای فوق باید پرسش آقای دکتر زیدآبادی را مطرح کنیم که آیا پیروزی در این جنگ واقعاً پیروزی اعجاب آوری برای اسراییل بود؟ برخی بر این اعتقادند که قدرت چانه زنی بالای این کشور در پیمان کمپ دیوید با مصر در سال ۱۹۷۹ و در سالهای بعد با دیگر کشورهای عربی و فلسطینی ها از دستاوردهای بزرگ جنگ ۱۹۶۷ است. در مقابل برخی دیگر فکر می کنند که اشغال اراضی عربی توسط اسراییل چهره ی این کشور را به عنوان غاصب پر رنگ تر کرد و هنوز هم عوارض این اشغال گریبانگیر اسراییل است. به نظر می رسد در کوتاه مدت جنگ شش روزه امتیازهای بسیاری برای اسراییل به همراه آورد که برای مثال در کمپ دیوید به خوبی از آن بهره برد ولی در دراز مدت و تغییر شرایط جهانی به ویژه پس از دهه ی ۹۰ سودمندی دستاوردهای این جنگ محل تردید است و شاید در بسیاری موارد مشکلات اسراییل ناشی از آنها باشد.  

/ 0 نظر / 10 بازدید