افراد تاثیرگذار در زندگی من

بالاخره پس از چند روز که امکانی برای دسترسی به اینترنت نداشتم، امروز این فرصت فراهم شد تا لطف دوست گرامی آقای سید محمدی را پاسخگو باشم. با ایشان هم عقیده ام که شناخت افراد تاثیر گذار در زندگی می تواند به نوعی نشانگر خط مشی کلی هر کس باشد. من این افراد تاثیر گذار را به دو دسته ی تقسیم می کنم : نخست کسانی که به طور مستقیم با آنها در ارتباط بوده ام و دوم کسانی که به گونه ای غیر مستقیم و بیشتر از طریق نوشته هایشان از آنها تاثیر پذیرفته ام. این را هم اضافه کنم که به طور طبیعی از کسانی که مانند دیگر مردم بر زندگی من تاثیر داشته اند مانند پدر،مادر و غیره سخن نمی گویم و تنها از افراد خاص یاد می کنم.

در گروه نخست، ابتدا باید از دبیر علوم اجتماعی دوره ی راهنمایی ام یاد کنم به نام آقای جولایی که روحیه ی پژوهشی او مرا بسیار مجذوب خود می کرد. او همواره دسته ای از فیش های تحقیقاتی در دست داشت که در مورد مطالب گوناگون آنها در کلاس بحث می کرد و کلاسش به واقع با دیگر معلمها متفاوت بود. خدایش یبامرزد که در اواخر جنگ شهید شد.

دومین نفر، نخستین استادم در دوره ی کارشناسی حقوق بود که تدریس مقدمه ی علم حقوق را بر عهده داشت و آقای دکتر کازرونی نام دارد. ایشان نیز در شکل گیری روحیه ی علمی و اجتماعی من بسیار موثر بوده و هست. جالب اینکه به حدی برای ایشان احترام قائل هستم که خطبه ی عقد ازدواج من و همسرم را هم ایشان خواند. استاد دیگری بسیار از منش او لذت می بردم، شادروان دکتر شیخ نیا بود که نمی توانم از او نامی نبرم. بسیار با او مانوس بودم ولی البته نمی توان گفت که تاثیر بسیاری بر من داشت.

سرانجام در نهایت در این سالهای اخیر همسرم تاثیر بسیاری بر من نهاده است. البته من تاثیرپذیری از همسر را مانند پدر و مادر نمی دانم چه بسیاری از افراد هستند که از همسر خود تاثیر نمی پذیرند و یا تاثیری بر او ندارند.

اما در گروه دوم، از تاریخ سازان حسن نیت مشروطه خواهانی چون تقی زاده را می ستایم، شجاعت مدرس و درایت دکتر مصدق را دوست می دارم، کسروی برایم الگوی انسانی است که هزینه ی لازم را برای عقیده اش پرداخت و از آن باکی نداشت. شاید باور کردنش دشوار باشد اما در این مقوله هنوز هم به چه گوارا علاقه مندم به ویژه دوران جوانی و شور و شرش! و البته مدل وطنی اش یعنی شهید چمران هم.

در حوزه ی اندیشه به کانت بسیار علاقه مندم، هانا آرنت و هابرماس را هم جذاب می دانم، نوشته های هایک را با ولع می خوانم ولی با وی همراهی ندارم. سالها شیفته ی شریعتی بودم و با او به عرصه ی تفکر اجتماعی و علوم انسانی گام نهادم که فکر میکنم بیشتر جوانان هم نسل من هم چنین بودند، ولی اکنون منتقد او هستم گرچه هنوز دوستش دارم. در این میان نمی توانم از سروش نیز نامی نبرم که روزگاری نوشته هایش و سخنانش را بسیار می کاویدم.

/ 0 نظر / 8 بازدید