لئون دوگی، حقوقدان مشهور فرانسوی، از اندیشمندانی است که بر مبانی حقوق عمومی تاثیر فراوان نهاده است. نگرش نقادانهی این اندیشمند بزرگ حقوق عمومی کلاسیک فرانسه را یکسره دگرگون نمود. از این روی، شناخت کامل و تحلیل آثار این حقوقدان برجسته برای تمامی پژوهشگران حقوق عمومی ضروری است. « دروس حقوق عمومی» مشهورترین و جامع ترین کتاب وی و حاصل سلسله دروسی است که در دانشکدهی حقوق قاهره در سال 1926برای دانشجویان ارائه شده است و در واقع خلاصهای از کتاب تفضیلی «رسالهای در حقوق اساسی» است که در چندین مجلد از وی به چاپ رسیده است.
« دروس حقوق عمومی» نخستین اثر دوگی است که به فارسی ترجمه و منتشر می شود. نخستین و مهمترین ویژگی«دروس حقوق عمومی»، جامعیت این کتاب است که علاوه بر مبانی حقوق عمومی رهیافتهای بسیاری را در عرصههای گوناگون این گرایش، از حقوق اساسی و حقوق اداری تا حقوق بنیادین مطرح کرده است. رهیافتهایی که با گذشت بیش از هشتاد سال هنوز غبار کهنگی بر آن ننشسته است و با وجود آموزههای حقوقی عینی نوین هنوز هم از قوت فراوان برخوردار هستند. به همین علت است که در سالهای اخیر نیز این کتاب در فرانسه تجدید چاپ شد و هنوز به عنوان کتاب مرجع در محافل علمی این کشور مورد استفاده قرار میگیرد.
این کتاب توسط محمد رضا ویژه ترجمه شده و بنیاد حقوقی میزان نیز آن را به زیور طبع آراسته و هماکنون در دسترس دانشپژوهان و علاقهمندان حقوق، به ویژه حقوق عمومی، است.
نظرات ()باز هم مدت طولانی غایب بودم. نمی دانم که چرا خیلی کم وقت پیدا می کنم که آن هم کوشش می کنم اهم فی الاهم کنم. اگر وقتی باقی بماند سعی می کنم ابتدا به مطالعه اختصاص دهم و پس از آن به کارهای دیگر از جمله وبلاگ! واقعیت این است که من و فکر می کنم خیلی افراد دیگر هنوز درنیافته ایم که چرا اینقدر در این مملکت وقت کم می آوریم! البته مقدار زیادی به هدر رفتن وقت در انجام کارها ترافیک و معضلات شهری مربوط می شود و شب هم که به خانه می رسی آنقدر خسته هستی که توان هیچ کاری را نداری! بعضی مواقع واقعاً می خواهم که کاری را انجام دهم ولی کمبود خواب در طول هفته وادارم می کند که آخر هفته را استراحت کنم تا انرژی کافی برای ادامه زندگی هم داشته باشم! خلاصه این عوارض زندگی شهروندانی مانند من است که نه مدرن شده ایم که حداقل از مواهب زندگی در جامعه ای مدرن لذت ببریم و هم آسایش و آرامش زندگی در جامعه ای سنتی را نیز از کف داده ایم. به عبارت دیگر تنها مشکلات زندگی سنتی و زندگی مدرن برای ما باقی مانده است که باید با آنها دست و پنجه نرم کنیم! البته ملالی نیست دوران گذار به هر تقدیر باید طی شود اما ما نیز باید به گذر سریع از این دوران کمک کنیم نه اینکه همیشه گله کنیم و خود در جا بزنیم! به هر حال باز هم امیدوارم دوباره بتوانم با فراغ بال که خیر اما وقتی بیابم تا دغدغه های خویش را در این بخش از فضای مجازی بنگارم.
نظرات ()روزهای چهارشنبه و پنجشنبه 8 و 9 آبان ماه دومین کنگره حقوق پزشکی با عنوان ایدز و حقوق بشر در دانشگاه علوم پزشکی شهر کرد برگزار شد. شرکت در این کنگره برایم فرصتی فراهم آورد تا از نزدیک با مشکلات این بیماران آشنا شوم. تلاش های نمایندگی سازمان ملل متحد در این رابطه را ببینم و با استدلال های آنها آشنا شوم. فرصتی شد تا درد دل بیماران را بشنویم که چگونه از انگ های جامعه رنج می برند. چگونه کودکی مبتلا به ایدز نمی تواند در مدرسه در کنار سایر کودکان درس بخواند و وقتی هم مسئولین مدرسه راضی می شوند والدین دیگر همکلاسی ها اعتراض می کنند. چگونه پزشکان و پرستاران که خود به بیماری به قاعده باید آشنا باشند از عمل جراحی بیماران مبتلا به ایدز خودداری می کنند. با زنان و مردانی آشنا شدیم که بی ریا در قالب سازمان های مردم نهاد در گوشه های ایران برای حمایت از این بیماران در تلاشند. همینطور شنیدم زمزمه هایی که این تلاش ها را محکوم می کنند و از دریچه ی تنگ دنیای خویش بدان می نگرند. کسانی که با انسان و حقوق او دشمنی می ورزند. من هم در قالب کارم آمادگی خود را برای دفاع از این بیماران اعلام کردم تا شاید سهم خودم را بتوانم ادا کنم باشد تا همه چنین کنیم و به جای یاوه گویی آستین همت بالا بزنیم و این هموطنان را یاری رسانیم.
نظرات ()از درج آخرین یادداشت در این وبلاگ چندین ماه می گذرد. به دلایل عدیده از جمله مراحل پایانی دفاع از رساله و بازگشت به ایران و مشکلات ناشی از آن نتوانستم نوشتن در وبلاگ را ادامه دهم. از این روی، مورد شماتت دوستان نیز قرار گرفتم. پس باز هم آغازی دوباره باید کرد.
نظرات ()
با سه روز تاخیر فرا رسیدن سال نو و نوروز باستانی را به همه ی خوانندگان و ایرانیان تبریک می گویم. سالی سرشار از کامیابی، شادکامی و از همه مهم تر تندرستی را برای شما آرزومندم.
سبز باشید
نظرات ()پس از اشغال لهستان توسط ارتش آلمان، نازیها در شهر ورشو، پایتخت لهستان، منطقه ای حفاظت شده به وجود آوردند که بخش بزرگی از یهودیان این کشور را در بر می گرفت. در واقع نازیها یهودیان لهستان را، به عنوان بزرگترین اجتماع یهودیان در اروپا، مجبور کردند تا در شهرک کوچکی که - گتو - نامیده می شد جدای از بقیه ی مردم این کشور به زندگی خویش ادامه دهند. آنها اجازه نمی دادند تا ساکنین گتو کوچکترین ارتباطی با مردم دیگر داشته باشند و همین امر موجب شده تا یهودیان هر روز فقیرتر و گرسنه تر شوند. با انتقال هر چه بیشتر یهودیان به گتو جمعیت افزایش می یافت ولی مساحت زندگی همان بود و هر روز زندگی به عمد برای آنها دشوارتر می شد. در واقع نازیها به گونه ای عمل می کردند که زندگی یهودیان در دست آنها باشد و تازه به آن هم اکتفا نمی کردند و هر روز به بهانه ای عده ای را می کشتند.
ده ها سال پس از این جنایات، گویی تاریخ دوباره تکرار می شود. اسراییلی ها به عمد فلسطینی های مظلوم را چند پاره کرده اند و همانند نازیها گتوهایی را در مناطق فلسطینی به وجود آورده اند که شریان حیاتی آنها در دست اسراییل است. در غزه جمعیت زیاد فلسطینی در منطقه ای به وسعت کم اسکان داده اند و به دور آن هم دیوار کشیده اند. دیوارهایی که دیوارهایی گتوی ورشو را در خاطر زنده می کند با این تفاوت که این بار زندانیان پیشین در کسوت زندانبان هستند. به بهانه ای فلسطینی ها، زنان و کودکان بی گناه را به خاک و خون می کشند و هیچ قاعده ی اخلاقی را در این مورد روا نمی دارند. طنز تاریخ این است که مانند گتوی ورشو، جهانیان و به اصطلاح جهان متمدن هم مانند گتوی روشو به گتوی غزه و جنایات ارتکاب یافته در آن اعتراضی نمی کند. به نظرم همانگونه که جهان باید در قبال جنایات نازیها در زمان اقتدارشان و سکوت خود سرافکنده باشد در قبال جنایات اسراییل در غزه و سایر سرزمینهای فلسطینی باید از شرم فرو ریزد.
نظرات ()مدتها بود که جسته و گریخته به نظرهای حمید دباشی برخورد کرده بودم اما تاکنون مجال آن نیافته بودم تا سر فرصت نظریه های او را بررسی کنم. او در مورد سنت و مدرنیته حرفهای جالبی دارد. در واقع از اساس با این تقابل مخالف است و آن را امری مصنوعی می داند که سالهاست روشنفکران ما را به خود مشغول کرده است. او مدرنیته را پدیده هایی می داند که استعمار به ما تحمیل کرده است. هنوز به عمق اندیشه وی نپرداخته ام و بنابراین نمی توان به گونه ای عمیق در این مورد اظهار نظر نمود ولی اجمالاً به نظر می رسد که دباشی بر نقش استعمار بسیار تاکید می کند و همین امر به این همانی غرب و استعمار انجامیده است. با این نظر همراهم که بسیاری از کلیشه های غربی حاصل فرآیند استعماری است ولی اینکه از بن وجود پدیده های مدرن یا سنتی را کتمان کنیم مقداری با واقعیت فاصله دارد.
نظرات ()هنری کیسینجر وزیر امور خارجه ی قدرتمند نیکسون و فورد را کمتر کسی است در عرصه ی سیاست که نشناسد. او سالها سکان سیاست خارجی ایلات متحده را در دست داشت و در حساسترین سالهای جنگ سرد روابط آمریکا و شوروی سابق را اداره می کرد. پیمان سالت ۱ یکی از دستاوردهای او در سیاست خارجی آمریکاست. اکنون سالهاست که در این کشور به شغل شریف لابی گری!! مشغول است. در واقع بیشتر دولتمردان پیشین آمریکایی در قالب موسسات قانونی با اعضای دولت و کنگره ی آمریکا لابی می کنند تا قوانین مورد نظر مشتریان آنها به تصویب برسند یا نرسند و البته از این راه پول فراوانی هم به جیب می زنند. این هم از آفات دموکراسی است که حقوقدانان کوشش نموده اند تا حد امکان برای آن چاره ای بیندیشند ولی بیشتر از همه ی کشورها در ایالات متحده امریکا به چشم می خورد. تعجبی هم ندارد چون پول عامل اصلی در امریکاست و وقتی یک قاچاقچی یا هنرپیشه ی قاتل با پرداخت پول به وکلای زبردست تبرئه می شود چرا با پرداخت پول نتوان نظام قانونگذاری یک کشور را به نفع خود تغییر داد!
باری از مطلب اصلی دور شدم : در سال ۲۰۰۳ کتابی چاپ شد که در واقع مکالمات هنری کیسینجر در زمان وزرات خارجه با مقامات داخلی و خارجی در مورد دو بحران زمان وزارت او یعنی جنگ اکتبر ۱۹۷۳ اعراب و اسراییل و پایان بحران ویتنام و خروج نیروهای آمریکایی از آن کشور بود. در این کتاب به نکات جالبی در مورد موضع ایالات متحده در مورد اسراییل می توان دست یافت. کاملاً واضح است که امریکاییها به هر کاری برای پیروزی اسراییل دست می زنند و سیاست خاورمیانه ای آنها کاملاً بر اساس منافع اسراییل تعریف می شود. حتا کشورهای مانند عربستان سعودی هم که از روابط نزدیک با واشنگتن بهره مند هستند از این سیاست کلی به کنار نیستند. آمریکاییها برای پیروزی اسراییل مخفیانه پلی هوایی برقرار می کنند و تجهیزات سنگین نظامی را سریعاً به اسراییل می رسانند. تصور کنید وقتی تحویل جنگنده های اف-۱۶ به پاکستان چندین سال به طول می انجامد، جنگنده های اف-۱۴ در ظرف سه روز به اسراییل تحویل داده می شوند و بسیاری از نمایندگان کنگره هم پیگیر قضیه بودند! به نظرم این روابط فراتر از روابط عالی هم هست! جالب اینکه شوروی سابق نیز پلی هوایی به کشورهای عربی ایجاد کرده و تسلیحات را به مصر و سوریه می رساند. از آن هم جالب تر اینکه شاه در آن زمان با اینکه متحد استراتژیک ایالات متحده بود اجازه داد تا هواپیماهای شوروی از فضایی هوایی ایران عبور کنند و از این بابت مورد شماتت آمریکاییها و اسراییلیها هم قرار گرفت! زمان این تصمیم شاه مقارن افزایش قیمت نفت توسط اوپک و نقش تعیین کننده ی او در این روند است. در واقع به نظر می رسد با این علامتها در این سالها شاه از موضع گوش بفرمانی صرف غرب اندکی فاصله می گیرد. افزایش قیمت نفت هم عامل مهمی در این جهت گیری جدید است.
نظرات ()در این دو روز اخبار و تحلیل های زیادی در مورد ترور بی نظیر بوتو خوانده ایم. فارغ از عامل این ترور که حول محور دو مظنون یعنی مشرف و اسلام گرایان افراطی دور می زند (عبارت اسلام گرایان افراطی را به عمد به کار برده ام زیرا به نظرم اکنون شبکه ای منسجم به نام القاعده وجود ندارد بلکه این بزرگ نمایی کار دولتهایی مانند آمریکا است که می خواهند از قبل آن به اهداف خود برسند)، به نظر می رسد مقدار زیادی روی شخصیت تاثیر گذار خانم بوتو غلو شده است. آنگونه هم نیست که برخی مطبوعات از او به عنوان الگو نام برده اند. بی نظیر بوتو هم اشکال های خاص خود را داشت که در راس آنها آلودگی مادی خانوادگی بود. پرونده های عدیده ی مالی او و همسرش دلیلی بر این مدعاست. در نخست وزیری نیز از نظر سیاسی خیلی موفق نبود و از کسانی بود که در اواخر دهه ی ۸۰ و اوایل دهد ی ۹۰ میلادی القاعده و طالبان را شکل داد. محبوبیت فعلی بوتو مانند رقیبش نواز شریف بیشتر به خاطر مخالفت با قدرت نظامیان و مشرف است که ام الفساد در پاکستان قلمداد می شود. نه بوتو و نه نواز شریف و نه حتا ذوالفقار علی بوتو پرونده ی منزه تری از ضیاء الحق و مشرف ندارند. حکومت و سیاست ورزان در پاکستان بسیار آلوده اند و کمتر از این منظر باجی به هم می دهند. پس نباید به دام های تبلیغاتی افتاد. نکته ی دیگری که برایم جالب بود مشی ایالات متحده در قبال این ترور بود : هم بوش و هم مقام های دیگر این کشور همینطور دستگاه های تبلیغاتی بر دست داشتن القاعده در این ترور تاکید دارند و آشکارا تلاش می کنند مشرف را از مظان اتهام خارج کنند.
نظرات ()امروز دومین سالگرد ولادت سفیر عدالت است. دو سال پیش با هدف بیان آنچه درست می پندارم و گاه انتقال نجواهای خودمانی سفیر عدالت را معرفی کردم. در این دو سال، سفیر عدالت فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذارد. در سال نخست، گاه آماج حملات از سوی هجوگویندگان نه چندان ناشناخته بود و گاه صحنه محاجه های فکری. دومی را سخت خوش می دارم به همان نسبت که نسبت به اولی بی رغبتم. خوشبختانه سال دوم از آزارهای دنیای مجازی مصون بودم و خود نیز نسبت به داخل شدن در خاله زنکی های وبلاگستان میلی نداشتم. تنها در مدتی نسبتاً طولانی نتوانستم زیاد به سفیر عدالت بپردازم که البته با توجه به مشغله ی چند ماه اخیر طبیعی می نمود. به هر تقدیر، امیدوارم که بتوانم همچنان به وساطت سفیر عدالت با دوستانم در ارتباط باشم. دوستانی که جز به مدد سفیر عدالت آشنایی با آنها میسر نبود و اکنون از دوستی با آنها بر خود می بالم و امیدوارم هر چه زودتر دوستی خویش را فراتر از فضای مجازی ادامه دهیم. سفیر عدالت به راه خویش ادامه خواهد داد و البته به راهنمایی دوستان و خوانندگان گرامی سخت نیازمند است.
نظرات ()